heimwärts
به سوی خانه، به طرف وطن
Bedeutungen
1
در جهت خانه، به سوی مکانی که در آن سکونت داریم.
- Nach einem langen Tag machten wir uns heimwärts auf den Weg.پس از یک روز طولانی، راهی خانه شدیم.
- Die müden Wanderer gingen erschöpft heimwärts.کوهنوردان خسته، با خستگی به سمت خانه رفتند.
- Es wurde spät, also war es Zeit, heimwärts zu fahren.دیر شده بود، بنابراین وقت آن بود که به سمت خانه رانندگی کنیم.