heimwollen
خواستن به خانه رفتن، میل به بازگشت به خانه داشتن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
تصمیم یا تمایل به بازگشت به خانه داشتن (بهویژه هنگام خستگی یا احساس دلتنگی)
- Nach der langen Feier wollte er nur noch heim.بعد از آن مهمانی طولانی، او فقط میخواست به خانه برود.
- Das Kind fing an zu weinen, weil es heimwollte.کودک شروع به گریه کرد زیرا میخواست به خانه برود.