فعل
طلب کردن، با اصرار خواستن
معانی و تعاریف heischen:
- طلب کردن، گدایی کردن (اغلب توجه، تشویق)
جملات نمونه برای heischen:
Er ''heischte'' die Aufmerksamkeit aller.
او توجه همه را «طلب کرد».
„Je mehr auf ihn eindrang, das seine Anteilnahme ''heischte'', je beherrschter glaubte er sich geben zu sollen.“
«هرچه بیشتر به او هجوم میآورد که توجه او را «طلب میکرد»، او بیشتر معتقد بود که باید خود را مسلط نشان دهد.»
Der Künstler heischte Beifall vom Publikum.
هنرمند از تماشاگران طلب تشویق میکرد.