heissmachen

Aussprache: /ˈhaɪ̯sˌmaxn̩/
Wortzerlegung: heiss·ma·chen
Wort

گرم کردن (غذا)، تحریک کردن (افراد)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای ایجاد حرارت یا افزایش دما در چیزی، اغلب در متون فنی یا علمی. (شکل غیررسمی‌تر یا قدیمی‌تر 'heißmachen')

  • Die spezielle Legierung wurde im Hochfrequenzofen auf über 2000 Grad Celsius heißgemacht.آلیاژ ویژه در کوره فرکانس بالا تا دمای بیش از ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد داغ شد.
  • Der Chemiker erhitzt die Lösung, um die Reaktionsgeschwindigkeit zu erhöhen und die Moleküle heißzumachen.شیمیدان محلول را گرم می‌کند تا سرعت واکنش را افزایش دهد و مولکول‌ها را داغ کند.
2 Akkusativ

به معنای تحریک کردن، تهییج کردن یا برانگیختن احساسات یا واکنش‌های شدید در کسی، اغلب در متون سیاسی، اجتماعی یا ادبی. (شکل غیررسمی‌تر یا قدیمی‌تر 'heißmachen')

  • Die populistischen Reden des Politikers machten die Menge gegen die Minderheit heiß.سخنرانی‌های عوام‌فریبانه سیاستمدار، جمعیت را علیه اقلیت تحریک کرد.
  • Er versuchte, seine Anhänger durch provokante Äußerungen weiter heißzumachen und zu radikalisieren.او تلاش کرد تا با اظهارات تحریک‌آمیز، حامیانش را بیشتر تهییج و رادیکال کند.