einheizen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌhaɪ̯t͡sn̩/
Worttrennung: ein·hei·zen
فعل

گرم کردن (مکان)، هیجان‌زده کردن (جمعیت)

Bedeutungen

1 Dativ / Akkusativ

چیزی را گرم کردن، آتش روشن کردن برای گرمایش.

  • Wir müssen dem Ofen ordentlich einheizen, damit es warm wird.باید اجاق را خوب گرم کنیم تا هوا گرم شود.
  • Er hat dem Kamin eingeheizt.او شومینه را گرم کرد.
2 Dativ

کسی را به شدت مورد انتقاد قرار دادن، به دردسر انداختن، سرزنش کردن.

  • Der Chef hat dem Mitarbeiter ordentlich eingeheizt.رئیس حسابی به کارمندش گیر داد/سرزنش کرد.
  • Die Opposition heizte der Regierung im Parlament ein.اپوزیسیون در پارلمان دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
3 Dativ

کسی را به هیجان آوردن، تشویق کردن، انگیزه دادن (معمولاً در ورزش یا موسیقی).

  • Die Fans heizten der Mannschaft mit ihren Gesängen ein.هواداران با شعارهایشان تیم را به هیجان آوردند.
  • Der DJ heizte der Menge mit seiner Musik ein.دی‌جی با موسیقی‌اش جمعیت را به وجد آورد.