einheizen
گرم کردن (مکان)، هیجانزده کردن (جمعیت)
Bedeutungen
1
Dativ / Akkusativ
چیزی را گرم کردن، آتش روشن کردن برای گرمایش.
- Wir müssen dem Ofen ordentlich einheizen, damit es warm wird.باید اجاق را خوب گرم کنیم تا هوا گرم شود.
- Er hat dem Kamin eingeheizt.او شومینه را گرم کرد.
2
Dativ
کسی را به شدت مورد انتقاد قرار دادن، به دردسر انداختن، سرزنش کردن.
- Der Chef hat dem Mitarbeiter ordentlich eingeheizt.رئیس حسابی به کارمندش گیر داد/سرزنش کرد.
- Die Opposition heizte der Regierung im Parlament ein.اپوزیسیون در پارلمان دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
3
Dativ
کسی را به هیجان آوردن، تشویق کردن، انگیزه دادن (معمولاً در ورزش یا موسیقی).
- Die Fans heizten der Mannschaft mit ihren Gesängen ein.هواداران با شعارهایشان تیم را به هیجان آوردند.
- Der DJ heizte der Menge mit seiner Musik ein.دیجی با موسیقیاش جمعیت را به وجد آورد.