heizen

Aussprache: /ˈhaɪ̯tsn̩/
Wortzerlegung: hei·zen
فعل

گرما دادن، سیستم گرمایشی را روشن کردن، شوفاژ روشن کردن

Beispiele

  • Wir ''heizen'' das Haus mit Gas.ما خانه را با گاز گرم می‌کنیم.
  • Jetzt muss man wieder ''heizen.حالا دوباره باید سیستم گرمایشی را روشن کرد.
  • […] „Wer mit Erdwärme ''heizt,'' braucht zwar Strom, muss aber keine Brennstoffe wie Gas oder Öl kaufen.[...] کسی که با انرژی زمین‌گرما خانه را گرم می‌کند، شاید به برق نیاز داشته باشد، اما نباید سوخت‌هایی مثل گاز یا نفت بخرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (transitiv)

(اتاق، ساختمان) گرم کردن، حرارت دادن

  • Wir müssen das Haus heizen, sonst wird es zu kalt.ما باید خانه را گرم کنیم، وگرنه خیلی سرد می‌شود.
  • Sie heizt die Wohnung mit Gas.او آپارتمان را با گاز گرم می‌کند.
2 (intransitiv)

(intransitiv) گرم کردن، حرارت دادن (بدون مفعول مستقیم)

  • Es ist kalt, wir müssen heizen.هوا سرد است، باید گرم کنیم.
  • Der Ofen heizt gut.اجاق خوب گرم می‌کند.