durchheizen
کاملاً گرم کردن، بیوقفه گرم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک فضا را کاملاً و به سرعت گرم کردن
- Wir mussten das Haus nach dem Winter richtig durchheizen.ما مجبور بودیم بعد از زمستان خانه را حسابی گرم کنیم.
- Er hat das Zimmer schnell durchgeheizt, bevor die Gäste kamen.او اتاق را سریع گرم کرد قبل از اینکه مهمانها بیایند.
2
intransitiv
با سرعت زیاد و بدون توقف رانندگی کردن (عامیانه)
- Der Rennfahrer ist mit Vollgas durch die Kurve durchgeheizt.راننده مسابقه با تمام سرعت از پیچ رد شد.
- Wir sind die ganze Nacht durchgeheizt, um pünktlich anzukommen.ما تمام شب را با سرعت راندیم تا به موقع برسیم.