zusammenhelfen
همکاری کردن، به یکدیگر کمک کردن
Bedeutungen
1
ohne Objekt / bei + Dativ
اقدام چند نفر به همراه یکدیگر برای دستیابی به یک هدف مشترک یا حل یک مشکل.
- Die Nachbarn halfen beim Aufräumen nach dem Sturm zusammen.همسایهها پس از طوفان در مرتب کردن به یکدیگر کمک کردند.
- Wenn wir alle zusammenhelfen, schaffen wir das Projekt rechtzeitig.اگر همه با هم همکاری کنیم، پروژه را به موقع تمام خواهیم کرد.