hellhörig
۱. گوشتیز، شنوا (مجازی: مشکوک، هوشیار) ۲. (ساختمان) عایق صوتی ضعیف، صدا از آن به راحتی عبور میکند
Beispiele
- Wer einen tönenden Ton hört, ist taub, wer dagegen einen nichttönenden hört, ist ''hellhörig.'' Wer weder taub noch ''hellhörig'' ist, steht mit dem Geist in Verbindung.کسی که صدای طنینانداز را میشنود، ناشنواست؛ اما کسی که صدای بیطنین را میشنود، گوشتیز است. کسی که نه ناشنواست و نه گوشتیز، با روح در ارتباط است.