hemdsärmelig
آستینبالا زده (تحتاللفظی)، خودمانی، بیتکلف، غیررسمی
Bedeutungen
1
تحتاللفظی: با آستینهای بالا زده شده، معمولاً برای نشان دادن آمادگی برای کار یا فعالیت.
- Er kam hemdsärmelig zur Arbeit, um beim Umzug zu helfen.او آستینها را بالا زده آمد تا در جابجایی کمک کند.
- Die Gärtner arbeiteten hemdsärmelig im Garten.باغبانان آستین بالا زده در باغ کار میکردند.
- Bei der Reparatur des Autos zog er die Ärmel seines Hemdes hoch und arbeitete hemdsärmelig.هنگام تعمیر ماشین، آستین پیراهنش را بالا زد و آستینبالا زده کار کرد.
2
به صورت مجازی: غیررسمی، خودمانی، بیتکلف، بدون تشریفات.
- Die Atmosphäre auf der Party war sehr hemdsärmelig.فضای مهمانی بسیار خودمانی بود.
- Er bevorzugt hemdsärmelige Gespräche gegenüber formellen Meetings.او گفتگوهای غیررسمی را به جلسات رسمی ترجیح میدهد.
- Das Team hat eine hemdsärmelige Arbeitsweise entwickelt.تیم یک روش کاری بیتکلف را توسعه داده است.