herüberbemühen

Aussprache: /hɛˈʁyːbɐbəˌmyːən/
Worttrennung: her·über·be·mü·hen
فعل

خود را به زحمت انداختن برای آمدن (به سمت گوینده)

Bedeutungen

1 sich + herüberbemühen

با احترام یا کمی طعنه، زحمت آمدن به این سمت را به خود دادن، خود را به این طرف رساندن.

  • Es ist nett, dass Sie sich die Mühe machen, von so weit herüberzukommen.لطف شماست که خود را به زحمت انداخته و از این فاصله دور به اینجا می‌آیید.
  • Er bemühte sich herüber, um uns bei der Veranstaltung zu unterstützen.او خود را به زحمت انداخت تا ما را در این رویداد حمایت کند.