herüberfahren

Aussprache: /hɛˈʁyːbɐˌfaːʁən/
Worttrennung: her·über·fah·ren
فعل

با وسیله نقلیه آمدن/رفتن، عبور کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / mit + Dativ / über + Akkusativ

با وسیله نقلیه (مانند ماشین، قایق) از یک طرف به طرف دیگر یا به سمت مکان فعلی راندن یا آمدن؛ عبور کردن.

  • Wir sind mit dem Auto über den Fluss gefahren.ما با ماشین از روی رودخانه عبور کردیم.
  • Der Fährmann fährt die Leute zum anderen Ufer herüber.قایقران مردم را به آن سوی ساحل می‌برد.