herabblicken
از بالا به پایین نگاه کردن، با تکبر نگریستن
Beispiele
- Er hatte den Leuchtturm bestiegen und ''blickte'' nun ''herab'' zu uns an den Strand.او از فانوس دریایی بالا رفته بود و حالا به ما در ساحل از بالا نگاه میکرد.
- Du brauchst gar nicht so verächtlich auf uns ''herabblicken,'' zeige erst mal, dass du besser bist!نیازی نیست اینقدر تحقیرآمیز به ما نگاه کنی، اول ثابت کن که بهتری!
Bedeutungen
1
von + Dativ
از بالا نگاه کردن (فیزیکی)
- Er blickte vom Balkon herab.او از بالکن به پایین نگاه کرد.
- Von diesem Berg kann man auf die Stadt herabblicken.از این کوه میتوان به شهر نگاه کرد.
2
auf + Akkusativ
تحقیر کردن، با تحقیر نگاه کردن (مجازی)
- Sie blickt auf andere herab.او دیگران را تحقیر میکند.
- Man sollte niemals auf jemanden herabblicken.هرگز نباید کسی را تحقیر کرد.