herablassen

Aussprache: /hɛˈʁapˌlasn̩/
Wortzerlegung: her·ab·las·sen
فعل

پایین آوردن (طناب)، رفتار متکبرانه داشتن/فروتنی ساختگی (با sich)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی مثل طناب، تور یا سطل را از بالا به پایین فرستادن

  • Sie ließen den Korb an einem langen Seil herab.آن‌ها سبد را با یک طناب بلند پایین آوردند.
  • Er hat die Leiter vom Dach herabgelassen.او نردبان را از پشت‌بام پایین فرستاد.
2 sich + zu + Dativ / zu + Infinitiv

از موضع بالا و متکبرانه با دیگران رفتار کردن یا منت گذاشتن بر سر کسی (انعکاسی)

  • Er lässt sich selten zu einem Gespräch mit normalen Mitarbeitern herab.او به ندرت تن به گفتگو با کارمندان معمولی می‌دهد (از موضع بالا برخورد می‌کند).
  • Sie hat sich gnädigerweise dazu herabgelassen, uns zu helfen.او از روی لطف خودش را تا حد ما پایین آورد تا به ما کمک کند.