herabrollen
به پایین غلتیدن، غلتیدن از بالا به پایین
Beispiele
- Ein Fass ''rollt'' die Straße ''herab''.یک بشکه در خیابان به پایین غلت میزند.
- Man lege die Last in einen kleinen Wagen und bringe diesen auf eine schiefe Ebene, so wird er alsbald ''herabrollen''.اگر بار را در یک گاری کوچک قرار دهیم و آن را به یک سطح شیبدار ببریم، به زودی به پایین غلت خواهد زد.
Bedeutungen
1
(intransitive)
چیزی به سمت پایین غلتیدن یا حرکت کردن.
- Ein Stein rollte den Berg herab.سنگی از کوه به پایین غلتید.
- Tränen rollten ihr über die Wangen herab.اشکها از گونههایش به پایین سرازیر شدند.
2
Akkusativ
چیزی را به سمت پایین غلتاندن.
- Sie rollten die Fässer den Hang herab.آنها بشکهها را از شیب به پایین غلتاندند.
- Der Arbeiter rollte das schwere Rohr vorsichtig herab.کارگر لوله سنگین را با احتیاط به پایین غلتاند.