herabsehen

Aussprache: /hɛˈʁapˌzeːən/
Wortzerlegung: her·ab·se·hen
فعل

از بالا نگاه کردن (به معنی تحقیرآمیز)، نگاه از بالا به پایین

Beispiele

  • Ein Marineoffizier stand auf dem Sand und ''sah'' in mißtrauischem Erstaunen auf Ralph ''herab.یک افسر نیروی دریایی روی شن ایستاده بود و با حیرت بدبینانه به رالف از بالا نگاه می‌کرد.

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

از بالا به کسی یا چیزی نگاه کردن، به معنای تحقیر کردن یا خود را برتر دانستن.

  • Er sieht auf andere Menschen herab, die weniger Geld haben.او به افرادی که پول کمتری دارند، با تحقیر نگاه می‌کند.
  • Man sollte niemals auf jemanden herabsehen.هرگز نباید کسی را تحقیر کرد.
2 von + Dativ

از یک مکان بلند به پایین نگاه کردن.

  • Sie sah vom Balkon auf die Straße herab.او از بالکن به خیابان پایین نگاه کرد.
  • Wir konnten vom Berg auf das ganze Tal herabsehen.ما می‌توانستیم از کوه به کل دره پایین نگاه کنیم.