herabspringen

Aussprache: /hɛˈʁapˌʃpʁɪŋən/
Wortzerlegung: her·ab·sprin·gen
فعل

پایین پریدن، به سرعت پایین آمدن

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

پریدن از بالا به پایین (با تأکید بر حرکت به سمت پایین و به سمت گوینده یا نقطه مرجع)

  • Das Kind sprang vom Stuhl herab und rannte zur Mutter.کودک از روی صندلی پایین پرید و به سمت مادر دوید.
  • Er sprang von der Leiter herab, um mir zu helfen.او از نردبان پایین پرید تا به من کمک کند.