herabstürzen
سقوط کردن، افتادن از ارتفاع
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با سرعت از ارتفاعی به پایین افتادن یا سقوط کردن (اشیاء، افراد، هواپیما و غیره).
- Der alte Baum stürzte bei dem Sturm herab.درخت کهنسال در طوفان سقوط کرد.
- Das Flugzeug stürzte plötzlich vom Himmel herab.هواپیما ناگهان از آسمان سقوط کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت مجازی، به سرعت به سمت پایین حرکت کردن یا کاهش یافتن (مانند قیمتها، ارزشها).
- Die Aktienkurse stürzten nach der Nachricht herab.پس از این خبر، قیمت سهام به شدت سقوط کرد.
- Die Temperaturen stürzen in dieser Jahreszeit oft herab.دما در این فصل سال اغلب به شدت کاهش مییابد.