herabstürzen

Aussprache: /heˈʁapˌʃtʏʁt͡sn̩/
Worttrennung: her·ab·stür·zen
فعل

سقوط کردن، افتادن از ارتفاع

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با سرعت از ارتفاعی به پایین افتادن یا سقوط کردن (اشیاء، افراد، هواپیما و غیره).

  • Der alte Baum stürzte bei dem Sturm herab.درخت کهنسال در طوفان سقوط کرد.
  • Das Flugzeug stürzte plötzlich vom Himmel herab.هواپیما ناگهان از آسمان سقوط کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، به سرعت به سمت پایین حرکت کردن یا کاهش یافتن (مانند قیمت‌ها، ارزش‌ها).

  • Die Aktienkurse stürzten nach der Nachricht herab.پس از این خبر، قیمت سهام به شدت سقوط کرد.
  • Die Temperaturen stürzen in dieser Jahreszeit oft herab.دما در این فصل سال اغلب به شدت کاهش می‌یابد.