فعل
فرود آمدن، پایین آمدن، پائین رفتن
معانی و تعاریف herabsteigen:
- از مکانی بالاتر به مکانی پایینتر حرکت کردن؛ فرود آمدن.
جملات نمونه برای herabsteigen:
Die griechischen Götter sind nicht einfach vom Olymp ''herabgestiegen,'' sondern Ergebnis historischer Entwicklungen.
خدایان یونان صرفاً از المپ فرود نیامدند، بلکه نتیجه تحولات تاریخی بودند.
Der Wanderer stieg vom Berg herab ins Tal.
کوهنورد از کوه به سمت دره پایین آمد.
Sie stieg vorsichtig die Leiter herab.
او با احتیاط از نردبان پایین آمد.