herabziehen

Aussprache: /hɛˈʁapˌtsiːən/
Wortzerlegung: her·ab·zie·hen
فعل

پایین کشیدن، تحقیر کردن/کاستن ارزش

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن.

  • Er zog die Gardinen herab, um das Licht auszusperren.او پرده‌ها را پایین کشید تا نور را مسدود کند.
2 Akkusativ

ارزش، مقام یا روحیه کسی را پایین آوردن و تحقیر کردن.

  • Man sollte andere Menschen nicht herabziehen.نباید دیگران را تحقیر کرد و پایین کشید.
  • Seine Kommentare zogen die Stimmung herab.نظرات او روحیه جمع را پایین آورد.