herabziehen
پایین کشیدن، تحقیر کردن/کاستن ارزش
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن.
- Er zog die Gardinen herab, um das Licht auszusperren.او پردهها را پایین کشید تا نور را مسدود کند.
2
Akkusativ
ارزش، مقام یا روحیه کسی را پایین آوردن و تحقیر کردن.
- Man sollte andere Menschen nicht herabziehen.نباید دیگران را تحقیر کرد و پایین کشید.
- Seine Kommentare zogen die Stimmung herab.نظرات او روحیه جمع را پایین آورد.