herabzublicken
از بالا نگاه کردن، تحقیر کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ
از ارتفاعی به پایین نگاه کردن
- Sie blickte vom Balkon auf die Straße herab.او از بالکن به خیابان پایین نگاه کرد.
- Vom Berg herabzublicken, war atemberaubend.نگاه کردن به پایین از کوه نفسگیر بود.
2
auf + Akkusativ
کسی را تحقیر کردن، با تکبر به کسی نگاه کردن
- Er blickt auf alle anderen herab, weil er sich für besser hält.او همه را تحقیر میکند، چون خودش را بهتر میداند.
- Man sollte niemals auf andere Menschen herabblicken.هرگز نباید به دیگران با تحقیر نگاه کرد.