heran-
پیشوند به معنای نزدیک شدن یا رشد کردن
Beispiele
- Geh doch mal näher an das Fohlen ''heran!کمی به کره اسب نزدیکتر شو!
- Sie würde gerne ihre Nichte ''heran''wachsen sehen.او دوست داشت بزرگ شدن (رشد کردن) خواهرزادهاش را ببیند.
- Und wie wollen Sie an die Aufgabe ''heran''gehen?و شما چطور میخواهید به این وظیفه بپردازید (نزدیک شوید)؟