heraneilen
با عجله نزدیک شدن، شتابان آمدن
Bedeutungen
1
ohne Objekt / zu + Dativ
با سرعت به سمت چیزی یا کسی نزدیک شدن، شتافتن
- Die Rettungskräfte eilten sofort heran.نیروهای امدادی بلافاصله شتافتند (نزدیک شدند).
- Ein Mann eilte mit einem Regenschirm heran, um ihr zu helfen.مردی با چتر به سرعت نزدیک شد تا به او کمک کند.