herankarren
با گاری آوردن، حمل کردن (با گاری)
Beispiele
- Das Essenغذا را با گاری آوردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با زحمت و سختی (معمولاً از راه دور) حمل کردن یا آوردن
- Sie mussten alle Möbel mühsam herankarren.آنها مجبور بودند تمام اثاثیه را با زحمت حمل کنند.
- Der Bauer karrte das Heu vom Feld heran.کشاورز یونجه را از مزرعه آورد.