heranlassen

Aussprache: /hɛˈʁanˌlasn̩/
Wortzerlegung: her·an·las·sen
فعل

اجازه نزدیک شدن دادن، راه دادن به حریم خود

Bedeutungen

1 Akkusativ + an + Akkusativ/Dativ

به کسی یا حیوانی اجازه دادن که فیزیکی به شخص یا جایی نزدیک شود

  • Der Hund lässt keine Fremden an das Grundstück heran.سگ اجازه نمی‌دهد هیچ غریبه‌ای به ملک نزدیک شود.
  • Die Absperrung lässt keine Zuschauer nah an die Unfallstelle heran.نرده‌های حفاظتی اجازه نمی‌دهند تماشاگران به محل حادثه نزدیک شوند.
2 Akkusativ + an sich (Akkusativ) + heranlassen

احساسی/روانی: اجازه دادن به کسی یا احساسی که به روح و حریم خصوصی انسان نفوذ کند

  • Er lässt emotional niemanden an sich heran.او از نظر عاطفی به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد به او نزدیک شود.
  • Du solltest die Sorgen nicht so nah an dich heranlassen.نباید بگذاری نگرانی‌ها این‌قدر به تو نزدیک شوند (در تو نفوذ کنند).