heranlassen
اجازه نزدیک شدن دادن، راه دادن به حریم خود
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ/Dativ
به کسی یا حیوانی اجازه دادن که فیزیکی به شخص یا جایی نزدیک شود
- Der Hund lässt keine Fremden an das Grundstück heran.سگ اجازه نمیدهد هیچ غریبهای به ملک نزدیک شود.
- Die Absperrung lässt keine Zuschauer nah an die Unfallstelle heran.نردههای حفاظتی اجازه نمیدهند تماشاگران به محل حادثه نزدیک شوند.
2
Akkusativ + an sich (Akkusativ) + heranlassen
احساسی/روانی: اجازه دادن به کسی یا احساسی که به روح و حریم خصوصی انسان نفوذ کند
- Er lässt emotional niemanden an sich heran.او از نظر عاطفی به هیچکس اجازه نمیدهد به او نزدیک شود.
- Du solltest die Sorgen nicht so nah an dich heranlassen.نباید بگذاری نگرانیها اینقدر به تو نزدیک شوند (در تو نفوذ کنند).