herantragen
نزدیکتر آوردن، مطرح کردن (ایده/مشکل با کسی)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ (herantragen)
مشکل، ایده، نگرانی یا درخواستی را به مسئولان یا مدیریت مطرح و ارائه کردن
- Sie trug ihre Bedenken direkt an die Geschäftsleitung heran.او نگرانیهای خود را مستقیماً با مدیریت شرکت مطرح کرد.
- Wir müssen diese Vorschläge an die zuständige Kommission herantragen.ما باید این پیشنهادات را به کمیسیون مربوطه ارائه دهیم.
2
etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ herantragen
شیء سنگینی را حمل کرده و نزدیک شخصی یا درگاهی قرار دادن
- Er trug den schweren Koffer nah an die Tür heran.او چمدان سنگین را نزدیک در آورد.
- Kannst du mir bitte die Leiter herantragen?میتوانی لطفاً نردبان را نزدیک من بیاوری؟