heranziehen

Aussprache: /hɛˈʁanˌtsiːən/
Wortzerlegung: her·an·zie·hen
فعل

نزدیک کشیدن، ارجاع دادن/منبع قرار دادن، تربیت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ zu + Dativ)

چیزی را فیزیکی به سمت خود کشیدن و نزدیک آوردن.

  • Er zog den Stuhl näher heran.او صندلی را نزدیک‌تر کشید.
  • Er zog den Teller zu sich heran.او بشقاب را به سمت خود کشید.
2 Akkusativ + als / zu + Dativ

از منبع، مدرک یا شاهدی برای اثبات یک ادعا استفاده کردن.

  • Man kann diese Studie als Vergleich heranziehen.می‌توان از این مطالعه به عنوان مقایسه استفاده کرد.
  • Er zog verschiedene Quellen zurate.او به منابع مختلفی ارجاع داد (کمک گرفت).
3 Akkusativ

نیروی متخصص یا نسل جدیدی را پرورش دادن و تربیت نمودن.

  • Die Firma zieht ihren eigenen Nachwuchs heran.این شرکت نیروهای متخصص نسل جدید خود را خودش پرورش می‌دهد.
4 intransitiv

نزدیک شدن (ابرها یا طوفان).

  • Dunkle Wolken ziehen heran.ابرهای تیره در حال نزدیک شدن هستند.