heranziehen
نزدیک کشیدن، ارجاع دادن/منبع قرار دادن، تربیت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ zu + Dativ)
چیزی را فیزیکی به سمت خود کشیدن و نزدیک آوردن.
- Er zog den Stuhl näher heran.او صندلی را نزدیکتر کشید.
- Er zog den Teller zu sich heran.او بشقاب را به سمت خود کشید.
2
Akkusativ + als / zu + Dativ
از منبع، مدرک یا شاهدی برای اثبات یک ادعا استفاده کردن.
- Man kann diese Studie als Vergleich heranziehen.میتوان از این مطالعه به عنوان مقایسه استفاده کرد.
- Er zog verschiedene Quellen zurate.او به منابع مختلفی ارجاع داد (کمک گرفت).
3
Akkusativ
نیروی متخصص یا نسل جدیدی را پرورش دادن و تربیت نمودن.
- Die Firma zieht ihren eigenen Nachwuchs heran.این شرکت نیروهای متخصص نسل جدید خود را خودش پرورش میدهد.
4
intransitiv
نزدیک شدن (ابرها یا طوفان).
- Dunkle Wolken ziehen heran.ابرهای تیره در حال نزدیک شدن هستند.