heranzoomen
زوم کردن
Beispiele
- Sie ''zoomte heran'' und beobachtete einen humpelnden Mann, der am Flussufer entlangtaumelte.او «زوم کرد» و مردی لنگان را تماشا کرد که در امتداد ساحل رودخانه تلوتلو میخورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از دوربین یا نرمافزار، تصویر یا بخشی از آن را بزرگتر و نزدیکتر نشان دادن.
- Man kann das Bild heranzoomen, um Details zu erkennen.میتوانید تصویر را بزرگنمایی کنید تا جزئیات را تشخیص دهید.
- Der Fotograf zoomte an das Gesicht des Models heran.عکاس روی صورت مدل زوم کرد.