heraufbefördern

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯fbəˌfœʁdɐn/
Worttrennung: her·auf·be·för·dern
فعل

به بالا منتقل کردن، به بالا حمل کردن

Beispiele

  • Sie hatten die Flaschen mit einer Seilbahn ''heraufbefördert''.آنها بطری‌ها را با یک تله‌کابین «به بالا منتقل کرده بودند».

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از پایین به بالا آوردن یا کسی را به مقام بالاتر ارتقا دادن

  • Er musste die schweren Kisten aus dem Keller heraufbefördern.او مجبور شد جعبه‌های سنگین را از زیرزمین بالا بیاورد.
  • Der neue Chef hat einige Mitarbeiter heraufbefördert.رئیس جدید برخی از کارمندان را ارتقا داده است.