heraufbemühen

Aussprache: /hɛˈraʊ̯fˌbəmyːən/
Worttrennung: her·auf·be·mü·hen
فعل

خود را به زحمت انداختن برای آمدن به سمت گوینده (بالا)

Beispiele

  • Er ''bemühte'' sich zu uns ''herauf''.او خود را به سمت ما بالا کشید.
  • Wir ''bemühten'' ihn zu uns ''herauf''.ما او را به سمت خودمان بالا کشیدیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را با زحمت به بالا آوردن یا بردن

  • Er musste die schweren Koffer die Treppe heraufbemühen.او مجبور بود چمدان‌های سنگین را با زحمت از پله‌ها بالا بیاورد.
  • Sie bemühte sich, das Kind auf den Berg heraufzubemühen.او تلاش کرد که کودک را با زحمت به بالای کوه ببرد.
2 sich + (Ort)

sich heraufbemühen: خود را با زحمت به بالا کشیدن یا بالا رفتن

  • Der alte Mann bemühte sich mühsam die Stufen herauf.مرد پیر با زحمت از پله‌ها بالا رفت.
  • Sie bemühte sich auf den Stuhl herauf.او خود را با زحمت روی صندلی بالا کشید.