heraufbemühen
خود را به زحمت انداختن برای آمدن به سمت گوینده (بالا)
Beispiele
- Er ''bemühte'' sich zu uns ''herauf''.او خود را به سمت ما بالا کشید.
- Wir ''bemühten'' ihn zu uns ''herauf''.ما او را به سمت خودمان بالا کشیدیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را با زحمت به بالا آوردن یا بردن
- Er musste die schweren Koffer die Treppe heraufbemühen.او مجبور بود چمدانهای سنگین را با زحمت از پلهها بالا بیاورد.
- Sie bemühte sich, das Kind auf den Berg heraufzubemühen.او تلاش کرد که کودک را با زحمت به بالای کوه ببرد.
2
sich + (Ort)
sich heraufbemühen: خود را با زحمت به بالا کشیدن یا بالا رفتن
- Der alte Mann bemühte sich mühsam die Stufen herauf.مرد پیر با زحمت از پلهها بالا رفت.
- Sie bemühte sich auf den Stuhl herauf.او خود را با زحمت روی صندلی بالا کشید.