heraufkommen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯fˌkɔmən/
Wortzerlegung: her·auf·kom·men
فعل

بالا آمدن، شکل گرفتن طوفان یا خطر

Bedeutungen

1 intransitiv / zu + Dativ

از طبقه یا سطح پایین‌تر به سمت بالا آمدن (به سمت گوینده)

  • Komm doch bitte zu mir herauf!لطفاً بیا بالا پیش من!
  • Er sah sie die Treppe heraufkommen.او دید که وی از پله‌ها بالا می‌آید.
2 intransitiv

نزدیک شدن و شکل گرفتن (در مورد هوای بد، طوفان یا خطر)

  • Ein schweres Unwetter kommt herauf.طوفان شدیدی دارد شکل می‌گیرد و نزدیک می‌شود.