heraufziehen
بالا کشیدن، نزدیک شدن (طوفان/بحران)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از پایین به سمت بالا کشیدن (با فعل کمکی haben).
- Er zog den Eimer Wasser aus dem Brunnen herauf.او سطل آب را از چاه بالا کشید.
2
intransitiv
پدیدار شدن و نزدیک شدن (طوفان، ابر، بحران - با فعل کمکی sein).
- Dunkle Wolken zogen am Horizont herauf.ابرهای تیره در افق پدیدار شدند.
- Eine Wirtschaftskrise zieht herauf.بحران اقتصادی در حال نزدیک شدن است.