heraufziehen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯fˌtsiːən/
Worttrennung: her·auf·zie·hen
فعل

بالا کشیدن، نزدیک شدن (طوفان/بحران)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از پایین به سمت بالا کشیدن (با فعل کمکی haben).

  • Er zog den Eimer Wasser aus dem Brunnen herauf.او سطل آب را از چاه بالا کشید.
2 intransitiv

پدیدار شدن و نزدیک شدن (طوفان، ابر، بحران - با فعل کمکی sein).

  • Dunkle Wolken zogen am Horizont herauf.ابرهای تیره در افق پدیدار شدند.
  • Eine Wirtschaftskrise zieht herauf.بحران اقتصادی در حال نزدیک شدن است.