heraus Aussprache:/hɛˈʁaʊ̯s/Wortzerlegung:her·aus Lokaladverb بیرون (از درون به بیرون) جملات نمونه برای heraus:''Heraus'' mit dir ins Freie!بیرون با تو به هوای آزاد!Sein hohler Zahn war endlich ''heraus''.دندان کرمخوردهاش بالاخره بیرون آمده بود.Das neue Gesetz zur Autobahnmaut ist ''heraus''.قانون جدید عوارض بزرگراه منتشر شده است (بیرون آمده است).