herausbewegen
بیرون آوردن، جابجا کردن به سمت بیرون
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از جایی به بیرون حرکت دادن یا خارج کردن.
- Er bewegte den schweren Stein aus dem Weg heraus.او سنگ سنگین را از سر راه کنار زد.
- Sie bewegte das Möbelstück vorsichtig aus dem Zimmer heraus.او مبلمان را با احتیاط از اتاق بیرون آورد.