herausdrehen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌdʁeːən/
Wortzerlegung: her·aus·dre·hen
فعل

با چرخاندن بیرون آوردن، شانه خالی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با چرخاندن از جای خود خارج کردن یا باز کردن (مانند پیچ).

  • Er musste die Glühbirne herausdrehen, um sie zu wechseln.او مجبور شد لامپ را باز کند تا آن را عوض کند.
  • Kannst du bitte den Korken aus der Flasche herausdrehen?می‌توانی لطفاً چوب پنبه را از بطری بیرون بیاوری؟
2 sich + aus + Dativ

(بازتابی) خود را با مهارت یا حیله از مسئولیت خارج کردن.

  • Er versuchte, sich aus der Verantwortung herauszudrehen.او سعی کرد خود را از مسئولیت شانه خالی کند.
  • Sie konnte sich geschickt aus der unangenehmen Diskussion herausdrehen.او توانست با مهارت از بحث ناخوشایند خارج شود.