herausdürfen

Aussprache: /hɛˈraʊ̯sˌdʏrfən/
Wortzerlegung: her·aus·dür·fen
فعل

اجازه بیرون رفتن داشتن

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه (معمولاً با مفهوم ضمنی مکان)

اجازه یا مجوز برای ترک یک مکان یا خارج شدن از آن را داشتن

  • Die Kinder dürfen heute nicht heraus, weil es regnet.بچه‌ها امروز اجازه ندارند بیرون بروند، چون باران می‌بارد.
  • Nach seiner Genesung durfte der Patient endlich wieder heraus.پس از بهبودی، بیمار بالاخره اجازه یافت دوباره بیرون برود.