herausgehen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌɡeːən/
Wortzerlegung: her·aus·ge·hen
فعل

خارج شدن/بیرون رفتن، پاک شدن لکه، کناره‌گیری کردن

Bedeutungen

1 aus + Dativ / (بدون مفعول)

از داخل به سمت بیرون حرکت کردن

  • Er ist aus dem Zimmer herausgegangen.او از اتاق بیرون رفت.
  • Gehen Sie bitte hier heraus!لطفاً از اینجا بیرون بروید!
2 (بدون مفعول)

پاک شدن یا از بین رفتن لکه روی پارچه با شستشو

  • Der Grasfleck geht beim Waschen heraus.لکه چمن با شستشو پاک می‌شود.
  • Der Ölfleck geht bestimmt nicht mehr heraus.لکه روغن حتماً دیگر پاک نمی‌شود.
3 aus + Dativ

کناره‌گیری کردن از یک شراکت، پروژه یا شرکت

  • Er ist aus der Firma herausgegangen.او از شرکت کناره‌گیری کرد.
  • Sie wollte aus dem gemeinsamen Projekt herausgehen.او می‌خواست از پروژه مشترک خارج شود.