herausgehen
خارج شدن/بیرون رفتن، پاک شدن لکه، کنارهگیری کردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ / (بدون مفعول)
از داخل به سمت بیرون حرکت کردن
- Er ist aus dem Zimmer herausgegangen.او از اتاق بیرون رفت.
- Gehen Sie bitte hier heraus!لطفاً از اینجا بیرون بروید!
2
(بدون مفعول)
پاک شدن یا از بین رفتن لکه روی پارچه با شستشو
- Der Grasfleck geht beim Waschen heraus.لکه چمن با شستشو پاک میشود.
- Der Ölfleck geht bestimmt nicht mehr heraus.لکه روغن حتماً دیگر پاک نمیشود.
3
aus + Dativ
کنارهگیری کردن از یک شراکت، پروژه یا شرکت
- Er ist aus der Firma herausgegangen.او از شرکت کنارهگیری کرد.
- Sie wollte aus dem gemeinsamen Projekt herausgehen.او میخواست از پروژه مشترک خارج شود.