herausrieseln
به آرامی فرو ریختن، ریزش کردن (از درون چیزی)
Bedeutungen
1
(aus + Dativ)
به آرامی بیرون ریختن، تراوش کردن (معمولاً برای مواد دانه دانه یا مایعات کم)
- Der Sand rieselte langsam aus dem Eimer heraus.شن به آرامی از سطل بیرون میریخت.
- Aus dem undichten Sack rieselte das Mehl heraus.آرد از کیسه سوراخ بیرون میریخت.
2
(Informationen)
به تدریج آشکار شدن، فاش شدن (اطلاعات، جزئیات)
- Nach und nach rieselten die Details des Skandals heraus.جزئیات رسوایی کم کم فاش شد.
- Die Wahrheit rieselte erst viel später heraus, als niemand mehr damit rechnete.حقیقت خیلی دیرتر، زمانی که دیگر کسی انتظارش را نداشت، آشکار شد.