herausgreifen
انتخاب کردن، گلچین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از میان گروهی از چیزها انتخاب کردن یا جدا کردن
- Er hat ein interessantes Buch aus dem Regal herausgegriffen.او یک کتاب جالب را از قفسه انتخاب کرد.
- Weißt du, wir müssen die wichtigsten Punkte aus dem Bericht herausgreifen.ما باید مهمترین نکات را از گزارش جدا کنیم.
2
Akkusativ
کسی یا چیزی را به طور خاص مورد توجه قرار دادن، برجسته کردن
- Der Lehrer hat einen Schüler herausgegriffen und gelobt.معلم یک دانشآموز را انتخاب کرد و او را ستود.
- Warum wurde gerade dieser Fall herausgegriffen?چرا دقیقاً این مورد انتخاب شد؟