heraushören
تشخیص دادن (صدا در شلوغی)، پی بردن و استنباط کردن از لحن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + aus + Dativ herausführen / heraushören
تشخیص دادن یک ساز/صدا از میان سایر صداها، یا فهمیدن مفهوم پنهان از لحن و کلام گوینده
- Man konnte aus ihrer Stimme die Ironie deutlich heraushören.میشد از صدایش لحن کنایهآمیز را به خوبی استنباط کرد.
- Der Experte konnte den Fehler am Motorengeräusch sofort heraushören.کارشناس توانست عیب را فوراً از صدای موتور تشخیص دهد.