herausheben

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌheːbn̩/
Wortzerlegung: her·aus·he·ben
فعل

بیرون آوردن/کشیدن، برجسته کردن/متمایز ساختن

Bedeutungen

1 Akkusativ + aus + Dativ

چیزی را با بلند کردن از داخل یک ظرف، جعبه یا محفظه بیرون آوردن

  • Sie hob das schlafende Kind behutsam aus dem Kinderwagen heraus.او کودک خوابیده را با احتیاط از کالسکه بیرون آورد.
  • Er hob das wertvolle Buch aus der Kiste heraus.او کتاب ارزشمند را از جعبه بیرون کشید.
2 Akkusativ (+ aus + Dativ)

چیزی یا کسی را از میان جمع برجسته کردن یا برتری دادن

  • Ihre herausragenden Leistungen heben sie aus der Masse heraus.عملکرد برجسته‌اش او را از میان جمع متمایز می‌کند.
  • Der Lehrer hob diesen speziellen Punkt im Unterricht heraus.معلم این نکته خاص را در کلاس برجسته کرد.