Konjugierte Form
بیرون کشیدند / بیرون آوردند
معانی و تعاریف heraushuben:
- انتخاب و برجسته کردن یک مورد خاص از میان مجموعهای بزرگتر به دلیل ویژگیهای ممتاز آن.
- با نیروی فیزیکی چیزی را از درون چیزی دیگر بیرون کشیدن یا بلند کردن.
جملات نمونه برای heraushuben:
Der Kritiker hob die innovative Regie des Films besonders heraus.
منتقد کارگردانی نوآورانه فیلم را به طور ویژه برجسته کرد.
Aus der Masse der Bewerber hob sich sein außergewöhnliches Talent heraus.
از میان انبوه متقاضیان، استعداد خارقالعاده او برجسته شد.
Er musste den Anker mit großer Anstrengung aus dem Meeresgrund herausheben.
او مجبور بود لنگر را با زحمت فراوان از کف دریا بیرون بکشد.