herauslassen
بیرون گذاشتن/فرستادن، خالی کردن (خشم)، جا انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
کسی یا حیوانی را از فضای بسته به بیرون فرستادن یا اجازه خروج دادن
- Bitte lass den Hund aus dem Zimmer heraus!لطفاً سگ را از اتاق بیرون بگذار!
- Sie hat die Katzen aus dem Haus herausgelassen.او گربهها را از خانه بیرون گذاشت.
2
Akkusativ
خشم، احساسات سرکوبشده یا فریاد را بیرون ریختن و ابراز کردن
- Er musste seinen aufgestauten Ärger endlich herauslassen.او باید بالاخره خشم تلنبارشدهاش را بیرون میریخت.
- Du solltest deine Gefühle nicht immer unterdrücken, sondern herauslassen.نباید همیشه احساساتت را سرکوب کنی، بلکه باید آنها را ابراز کنی.
3
Akkusativ
جزئیات، کلمات یا اطلاعاتی را در گزارش یا متن حذف کردن و جا انداختن
- Du hast einen wichtigen Fakt im Bericht herausgelassen.تو یک واقعیت مهم را در گزارش جا انداختی.
- Erzähl mir alles und lass bloß nichts heraus!همه چیز را به من بگو و مبادا چیزی را از قلم بیندازی!