herausnehmen
بیرون آوردن، برداشتن، به خود اجازه دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از داخل چیزی بیرون آوردن، برداشتن
- Er nahm das Buch aus dem Regal heraus.او کتاب را از قفسه بیرون آورد.
- Bitte nehmen Sie die Wäsche aus der Maschine heraus.لطفاً لباسها را از ماشین بیرون بیاورید.
2
Akkusativ
بخشی از چیزی را جدا کردن، برجسته کردن
- Man kann einzelne Kapitel aus dem Text herausnehmen.میتوان فصلهای جداگانه را از متن استخراج کرد.
- Der Lehrer nahm einen Schüler heraus, um ihn zu loben.معلم یک دانشآموز را برای تمجید انتخاب کرد.
3
sich (Dativ) + Akkusativ + zu + Infinitiv
به خود اجازه دادن، گستاخی کردن (sich herausnehmen)
- Er nimmt sich heraus, uns zu kritisieren.او به خود اجازه میدهد که ما را نقد کند.
- Ich nehme mir nicht heraus, darüber zu urteilen.من به خودم اجازه نمیدهم در این مورد قضاوت کنم.