herauspressen
با فشار بیرون کشیدن، گرفتن اعتراف اجباری
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
مایع یا مادهای را با فشار فیزیکی از محفظه یا میوه خارج ساختن
- Er presste den letzten Rest Zahnpasta aus der Tube heraus.او آخرین باقیمانده خمیر دندان را از تیوب با فشار بیرون کشید.
2
Akkusativ + aus + Dativ
گرفتن اطلاعات، اعتراف یا کلمات با تهدید و فشار از کسی
- Die Polizei versuchte, ein Geständnis aus ihm herauszupressen.پلیس سعی کرد با فشار از او اعتراف بگیرد.