herauspumpen
با پمپ خارج کردن
Beispiele
- Über eine Verbindung zur Antriebseinheit wird mittels pneumatischem Antrieb Luft in die Luftkammern hineingepumpt und wieder ''herausgepumpt''.از طریق اتصالی به واحد محرک، هوا با استفاده از محرک پنوماتیک به داخل و خارج محفظههای هوا پمپ میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از داخل به خارج پمپ کردن، به طوری که به سمت گوینده بیاید.
- Der Brunnenmeister musste das Wasser aus dem tiefen Schacht herauspumpen.مسئول چاه مجبور شد آب را از چاه عمیق به بیرون پمپ کند.
- Sie haben das Öl aus dem Tank herausgepumpt.آنها نفت را از مخزن بیرون پمپ کردند.