herausputzen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯spʊtsn̩/
Wortzerlegung: her·aus·put·zen
فعل

خود را آراستن، لباس فاخر پوشیدن؛ مرتب کردن و زیبا کردن کسی یا چیزی

Beispiele

  • Lucieta und ihre Stiefmutter Margarita haben ''sich herausgeputzt,'' Lucieta trägt eine Perlenkette.لوسیتا و نامادری‌اش مارگاریتا ""خود را آراسته‌اند""، لوسیتا گردنبند مروارید به گردن دارد.

Bedeutungen

1 sich

(sich herausputzen) خود را برای یک مناسبت خاص با لباس‌های زیبا و آرایش آراستن و بزک کردن

  • Sie hat sich für die Hochzeit ihrer besten Freundin besonders herausgeputzt.او برای عروسی بهترین دوستش به طور ویژه‌ای خود را آراسته بود.
  • Er putzt sich immer heraus, wenn er zu einem wichtigen Geschäftstermin geht.او همیشه وقتی به یک قرار کاری مهم می‌رود، خود را بزک می‌کند.
2 Akkusativ

(چیزی را) تمیز و مرتب کردن، تزیین کردن و آماده کردن برای یک مناسبت خاص

  • Wir haben das ganze Haus für die Weihnachtsfeier herausgeputzt.ما تمام خانه را برای جشن کریسمس تزیین کردیم.
  • Die Stadt putzt sich für das jährliche Stadtfest heraus.شهر برای جشن سالانه شهر خود را آراسته می‌کند (تزیین می‌کند).