herausschleppen
به سختی بیرون کشیدن، با زحمت خارج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی سنگین یا بزرگ را با زحمت از جایی به بیرون کشیدن یا حمل کردن
- Er musste die schweren Kisten aus dem Keller herausschleppen.او مجبور بود جعبههای سنگین را از زیرزمین بیرون بکشد.
- Sie schleppte sich mühsam aus dem Haus heraus.او با زحمت خودش را از خانه بیرون کشید.